ورود ممنوع
آهنگ فوق العاده زیبا، احساسی، غمگین و استثنایی از سلطان صدا محسن یگانه ترجمه فارسی آهنگ یالان ( دروغ ): Geri döndüren gördün mü geçmişi ورود ممنوع: سلام دوستای گلم.خوبید؟؟؟ خوب خدا رو شکر... مرسی از همه ی شما که منو فراموش نکردین و تو این مدت که نبودم به وبلاگ سر می زدین و نظر می ذاشتین دست همتون درد نکنه... به زودی میام هم مطالب جالب و خوندنی می ذارم هم اینکه جواب نظراتتون رو می دم... خداحافظ اسطوره... خداحافظ ناصر حجازی... خداحافظ استقلالی... خداحافظ.... درسته خیلی وقتا گل نخوردیم / بعد تو ما یک دفعه هم نبردیم دروازه بی تو، دیگه دروازه نیست / بی تو از «آبی»... دیگه آوازه نیست ورود ممنوع: امروز صبح خبری شنیدم که فقط گریه کردم با اینکه دیشب تا نیمه های شب اخبار رو دنبال می کردم حال ناصر حجازی خوب بود و امروز صبح ساعت 9 هم رادیو اعلام کرد که حالش بهتر شده ولی ساعت حدود 11 بود که خبر دار شدم آخرین پرواز عقاب فرود نداشت.... دوست نداشتم با این خبر بد برگردم ولی یه بار خواستم حرف دلم رو تو وبلاگ بزنم دیگه نمی تونم بیش از این بنویسم و خبری بود که واقعا منو شوکه کرد و از همتون می خوام برای شادی روح ناصر حجازی فاتحه بخونید... می خوام دنیا نباشه.... می خوام فوتبال نباشه.... می خوام.... خ د ا ح ا ف ظ ا س ط و ر ه... پیام مدیر وبلاگ: سلام دوستای گلم.خوبید؟ خوش می گذره؟ امیدوارم هر جا هستید خوب و خوش و سلامت باشید... از اینکه به ورود ممنوع میاین خیلی خیلی ممنونم از اینکه منو فراموش نکردین و با نظراتتون همیشه به یادم بودین و منو مورد لطف خودتون قرار میدین کمال تشکر رو دارم منم به یادتون هستم و هیچ وقت فراموشتون نمی کنم. یه چند وقتی سرم شلوغه و متاسفانه نمی تونم به وبلاگ سر بزنم یکی از دوستان که به من و وبلاگم لطف داره مطالب رو می ذاره و از طریق همین دوستمون از نظرات شما دوستان با خبر می شم و قول می دم برگشتم جواب همه ی محبت هاتون رو می دم. و در آخر جا داره از دوست خوبم که زحمت گذاشتن این مطالب رو کشیده تشکر کنم و امیدوارم پیام منو به گوشتون برسونه بدون سانسور!!!! (شوخی کردی یم!) ورود ممنوع: اینم قسمت دوم از عکس های متحرک... بعد از تحقیقات زیادی که کردم متوجه شدم سازنده این عکس ها آقای جیمی بک هستش که به نظر من کارش فوق العادست و خیلی دوست دارم بدونم که چه جوری این عکس ها رو درست می کنه می دونم با برنامه پاورپوینت درست می شه ولی نمی دونم چه جوری؟؟؟؟ ورود ممنوع: دوستای خوبم... خوبید؟ مرسی از اینکه به وبلاگ خودتون سر می زنید... اگه یادتون باشه چند وقت پیش مطلبی با عنوان "داستان عشق" گذاشتم که توی یه جزیره تمام حواس زندگی می کردند شادی، غم، غرور، .... و عشق!!!! حالا قسمت دیگه ای از داستان عشق رو واستون گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد... روزی همه فضابل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه. ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم. مثلا" قایم باشک؛ همه از این پیشنهاد شاد شدند دیوانگی فورا" فریاد زد من چشم می گذارم من چشم می گذارم. و از آنجایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی برود همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد. دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع کرد به شمردن ....یک...دو...سه...چهار... همه رفتند تا جایی پنهان شوند؛ لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد؛ خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد؛ اصالت در میان ابرها مخفی گشت؛ هوس به مرکز زمین رفت؛ دروغ گفت زیر سنگی می روم اما به ته دریا رفت؛ طمع داخل کیسه ای که دوخته بود مخفی شد. و دیوانگی مشغول شمردن بود. هفتاد و نه...هشتاد...هشتاد و یک... همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمیتوانست تصمیم بگیرد. و جای تعجب هم نیست چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است. در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می رسید. نود و ینج ...نود و شش...نود و هفت... هنگامیکه دیوانگی به صد رسید, عشق پرید و در بوته گل رز پنهان شد. دیوانگی فریاد زد دارم میام دارم میام. اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود؛ زیرا تنبلی، تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود و لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود. دروغ ته چاه؛ هوس در مرکز زمین؛ یکی یکی همه را پیدا کرد جز عشق. او از یافتن عشق ناامید شده بود. حسادت در گوشهایش زمزمه کرد؛ تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته گل رز است. دیوانگی شاخه چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیاد ان را در بوته گل رز فرو کرد. و دوباره، تا با صدای ناله ای متوقف شد . عشق از پشت بوته بیرون آمد با دستهایش صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد. شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند. او کور شده بود. دیوانگی گفت « من چه کردم؛ من چه کردم؛ چگونه می تواتم تو را درمان کنم.» عشق یاسخ داد: تو نمی توانی مرا درمان کنی، اما اگر می خواهی کاری بکنی؛ راهنمای من شو.» و اینگونه شد که از آن روز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار اوست. پاپ Classical Hip-Hop Rap Techno ورود ممنوع: این تن بمیره شما چه جوری موزیک گوش می دید؟؟؟ نه جون من مثل کدوم یکی از اینا موزیک گوش می دین؟؟؟ پـــــــــول دار: بـــی پــــــول: ورود ممنوع: خودم واسه اولین بار که این مطلب رو خوندم متوجه شدم که همه اینا حقیقت داره و متاسفانه ما ظاهر نگریم و بیشتر به ظاهر افراد نگاه می کنیم مملکته داریم؟؟؟ (قسمت دوم) به زودی.... ورود ممنوع: اینقدر بد و بیراه به این وبلاگ گفتین که چرا ادامه مطلب نداره که آخر نوسیندش مجبور شد عکس ها رو همین جا بذاره..... دمتون گرم دوستان خوب حال نویسندش رو گرفتین اعتراض ها جواب داد.... نظر یادتون نره..... معلم پای تخته داد می زد؛ صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زیر گرد، پنهان بود ولی آخرکلاسی ها لواشک بین خود تقسیم می کردند و آن یک در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد برای آنکه بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان تساوی های جبری را نشان می داد با خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک غمگین بود ، تساوی را چنین بنوشت: یک با یک برابر هست؛ از میان جمع شاگردان یکی برخاست همیشه یک نفر باید به پا خیزد به آرامی سخن سرداد: تساوی اشتباهی فاحش و محض است! معلم مات برجا ماند و او پرسید: اگر یک فرد انسان واحد یک بود آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه قلبی پاک با دستی فاقد زر داشت پایین بود اگر یک فرد انسان واحد یک بود آنکه صورت نقره گون چون قرص مه می داشت بالا بود و آن سیه چرده که می نالید پایین بود اگر یک فرد انسان واحد یک بود این تساوی زیر و رو می شد یک اگر با یک برابر بود نان و مال مفت خواران از کجا آماده می گردید؟! یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد؟! پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد؟! یا که زیر ضربت شلاق له می شد؟! پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد؟! بچه ها در جزوه های خویش بنویسید: ورود ممنوع: فکر کنم این اولین باره ورود ممنوع حرفی نداره بزنه...شما اگه حرفی دارید بزنید می شنویم دوستای گلم به زودی منتظر مطالب طنز باحال و توووووپ از این وبلاگ باشید به علت کمبود وقت نمی تونم همش رو یه جا بذارم ولی آماده کردم یکی یکی می ذارم من که هر بار می خونم خندم می گیره ( دست شما درد نکنه یعنی ما.... ) باشه حالا می ذازم ایشالله که خوشتون بیاد و تکراری نباشه.... خاطرات کودکی زیباترند یادگاران کهن مانا ترند درسهای سال اول ساده بود آب را بابا به سارا داده بود درس پند آموز روباه وکلاغ روبه مکارو دزد دشت وباغ روز مهمانی کوکب خانم است سفره پر از بوی نان گندم است کاکلی گنجشککی با هوش بود فیل نادانی برایش موش بود با وجود سوز وسرمای شدید ریز علی پیراهن از تن میدرید تا درون نیمکت جا میشدیم ما پرازتصمیم کبری میشدیم پاک کن هایی زپاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت دوشمان از حلقه هایش درد داشت گرمی دستان ما از آه بود برگ دفترها به رنگ کاه بود مانده در گوشم صدایی چون تگرگ خش خش جاروی با پا روی برگ همکلاسیهای من یادم کنید بازهم در کوچه فریادم کنید همکلاسیهای درد و رنج و کار بچههای جامههای وصلهدار بچههای دکه خوراک سرد کودکان کوچه اما مرد مرد کاش هرگز زنگ تفریحی نبود جمع بودن بود و تفریقی نبود کاش میشد باز کوچک میشدیم لا اقل یک روز کودک میشدیم یاد آن آموزگار ساده پوش یاد آن گچها که بودش روی دوش ای معلم یاد و هم نامت بخیر یاد درس آب و بابایت بخیر ای دبستانیترین احساس من بازگرد این مشقها را خط بزن ورود ممنوع: من این شعر رو به معلم کلاس اولم تقدیم می کنم و هر بار این شعر رو می خونم یاد اون دوران میفتم و امیدوارم هر جا هست سالم و سلامت باشه هر چند الان دیگه بازنشست شده ولی الان دارم به دوران دبستانم فکر می کنم (زلزله 7/3 ریشتری) بنده خدا چه صبر و حوصله ای داشت. شما به کی تقدیم می کنید؟ مملکته داریم!!! ورود ممنوع: سلام رفقای ورود ممنوعی!!! خوب خدا رو شکر که خوبید. بعد از متن انتقادی و نه سیاسی "مکتب ایرانی" این بار مطلبی رو واستون گذاشتم که هم جنبه ی انتقادی داره هم جنبه طنز و اگر کسی از مطالب ما خوشحال می شه یا ناراحت ما رو ببخشه چون تو این وبلاگ بر خلاف اسمش همه چیز آزاده و هر کس می تونه نظر خودش رو بگه و من به شخصه کاملا انتقاد پذیرم و استفاده می کنم از انتقادات و راهنمایی های شما دوستان. در ضمن ورود ممنوع اصلی رو پایان مطلب نوشتم. مکتب ایرانی!!! ورود ممنوع: این مطلب رو یکی از دوستام برام فرستاده و وقتی خوندم خیلی متاسف شدم. این مطلب اصلا جنبه سیاسی نداره ( بی خیال ) و فقط یک سری حقایق رو بیان می کنه که بسیار بسیار تلخه و خوشحال می شم نظرتون و عقیدتون رو در موردش بدونم... موزیک بی کلام!!! (سری اول) ورود ممنوع: این مطلب رو به درخواست دوست بسیار خوبم که همیشه به من و این وبلاگ لطف داشته گذاشتم چون ایشون طرفدار موزیک بدون کلام هستن و ما تو این وبلاگ چنین مطلبی تا الان نداشتیم به خاطر ایشون هم که شده این مطلب رو گذاشتم شما هم گوش بدید شاید خوشتون اومد... آهنگ فوق العاده زیبا از محسن یگانه بنام فداکاری (ورژن گیتار) ورود ممنوع: حتما آهنگ فداکاری رو که اسفند ماه بیرون اومد رو گوش دادین و حالا این آهنگ رو محسن عزیز تو کنسرت با اون گیتار سفیدش که همیشه همراهشه خونده و با کیفیت بالا ضبط شده که تو این آهنگ مشخص میشه که واقعا صدای زیبایی داره. قرار بود قبل از عید آهنگ "تقاص" رو هم بیرون بده که متاسفانه..... منتظر آلبوم سوم محسن یگانه بنام حباب باشید که به احتمال زیاد عید فطر امسال منتشر می شه و تا حالا 24 شعر برای مجوز گرفتن توی وزارت ارشاد هستش معلوم نیست چند تاشون مجوز بگیره ولی چیزی که معلومه اینه که همه 24 تا توی آلبوم نیست و آهنگی بنام "نمیشه" توی آلبوم هست که به گفته دوستان می خواد بترکونه.... ما هم منتظریم.... آهنگ غمگین و فوق عاشقانه از مرتضی پاشایی بنام گریه کن ورود ممنوع: من واقعا هم صدای مرتضی پاشایی رو دوست دارم هم تک آهنگ هایی رو که اخیرا خونده و امیدوارم که شما هم خوشتون بیاد. آهنگ احساسی دیگر از آرمین 2AFM بنام خوش به حالت ورود ممنوع: این چهارمین آهنگ احساسی آرمین هستش بعد از آهنگ های مبارک باشه - چیزی شده و قلبم.یه چیزی تو همون مایه های مبارک باشه هستش ولی آهنگش فرق میکنه. دانلود کنید ضرر نمی کنید ٣ آهنگ زیبا و شنیدنی از علی عبدالمالکی ورود ممنوع: آهنگ حرف نزن و نشون به این نشونی سبکی متفاوت داره حتما دانلود کنید و حالشو ببرید نظر هم ندادید مشکلی نیست باشه بعد حساب می کنیم. آهنگ غمگین و بسیار زیبا از وحید خراطها بنام هنوز خالیه جات ورود ممنوع: وحید برادر مجید خراطها هستش که یک آهنگ دو صدایی خونده بودن و این اولین آهنگ رسمی وحید هستش. من این آهنگ رو خیلی دوست داشتم قسمتی از شعر هم واستون گذاشتم اگه خوشتون اومد دانلود کنید. نرفته قولم از یادم هنوزم ساده و صافم دارم اندازه قلبت با اشکام عشق می بافم تا روزی که تو برگردی به این در خیره می مونم اگر چه دوری از دستم تو دوستم داری می دونم هنوز خالیه جات اینجا هنوزم من وفادارم هنوزم تو این خونه من از هر چی دوتا دارم یه وقتایی دو تا بشقاب می چینم تو می گی سیرم یه وقتایی بدون تو باهات مهمونی می گیرم.... دو آهنگ عاشقانه و زیبا از مهدی احمدوند ورود ممنوع: دوستان پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید من که تمامی کارهای مهدی رو دوست دارم تا حالا 2 تا آلبوم داده و متولد 1370 هستش. بسیار جوون و آینده دار. در ضمن لینک دانلود هم هیچ مشکلی نداره در جزیره ای زیبا تمام حواس زندگی می کردند: شادی - غم - غرور - عشق و ... روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت. همه ساکنین جزیره قایق هایشان را آماده و جزیره را ترک می کردند. اما عشق می خواست تا آخرین لحظه بماند چون او عاشق جزیره بود. وقتی جزیره به زیر آب فرو می رفت عشق از ثروت که با قایق باشکوهی جزیره را ترک می کرد کمک خواست و به او گفت: " آیا می توانم با تو همسفر شوم؟ " ثروت گفت: نه من مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم دارم و دیگر جایی برای تو وجود ندارد. پس عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنی بود کمک خواست. غرور گفت: نه نمی توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خیس و کثیف شده و قایق زیبا ی مرا کثیف خواهی کرد. غم در نزدیکی عشق بود. پس عشق به او گفت: " اجازه بده تا من با تو بیایم! " غم با صدای حزن آلود گفت: آه عشق، من خیلی ناراحت هستم! احتیاج دارم تا تنها باشم. عشق این بار سراغ شادی رفت و او را صدا زد. اما او آنقدر غرق شادی بود که صدای او را نشنید. آب هر لحظه بالا و بالاتر می آمد و عشق دیگر نا امید شده بود که ناگهان صدایی سالخورده گفت: " بیا عشق تو را خواهم برد " عشق آنقدر خوشحال شده بود که حتی فراموش کرد نام پیرمرد را بپرسد و سریع خود را داخل قایق انداخت و جزیره را ترک کرد. وقتی به خشکی رسیدند پیرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسی که جانش را نجات داده بود چقدر بر گردنش حق دارد. عشق نزد علم که مشغول حل مساله ای روی شن های ساحل بود رفت و از او پرسید: " آن پیر مرد که بود؟ " علم پاسخ داد: " زمان " عشق با تعجب پرسید: " زمان؟ چرا او به من کمک کرد؟ " علم لبخند خردمندانه ای زد و گفت: " زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است... " ورود ممنوع: سلام دوستای گلم.با عرض تبریک سال نو امیدوارم سال جدید بهتر از سال قبل واستون باشه.می خواستم اول مطلب وبلاگ تو سال جدید رو با تبریک سال نو شروع کنم ولی دیدم اولا خیلی جواد شده (اوخ ببخشید کلیشه ای شده) هم اینکه دیگه ٢٠ روز از عید می گذره به خاطر همین سال جدید رو با این داستان که من واقعا دوسش دارم شروع کردم انشالله که تکراری نبوده و خوشتون بیاد. آها داشت یادم می رفت در پایون تشکر می کنم از دوستانی که تو تعطیلات منو فراموش نکردن و مورد لطف خودشون قرار دادن با تبریک و پیام هاشون.مخصوصا دو تا از دوستام که واقعا تو زنده نگه داشتن این وبلاگ خیلی کمک کردن و اگه الان مطلبی می نویسم به خاطر محبت ها و حمایت های اوناست.البته همه تون گلید... تصاویری که میلیون ها نفر با آن گریه کردند!!! گفته شده است که این عکس در کشور اکراین گرفته شده است تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس به طور کامل فروخته شد و میلیون ها نفر در کل دنیا با دیدن این عکس ها گریه کردند. ورود ممنوع: بر خلاف همیشه این دفعه ورود ممنوع رو بالا نوشتم آخه خیلی مهمه!!! قبل از اینکه این مطلب رو بذارم نمی دونستم باید واسه این مطلب تیتر بزنم طنز یا جدی!!!! آخه موضوع خیلی جدی طنزه، یعنی کاملا جدیه ولی طنزه چه جوری بگم کلا خدا این آدما رو آفریده که کاملا جدی کار انجام بدن ولی طنز باشه و ما شاد شیم. خدا حفظشون کنه.... دست گلشون درد نکنه...کیه؟؟؟؟ ۱- جای خالی را با گزینه ی مناسب پر کنید. ۶- جای خالی را با گزینه ی مناسب پر کنید. آهنگ فوق العاده زیبا از سلطان صدا محسن یگانه بنام فداکاری ورود ممنوع: من عاشق صدای محسن یگانه هستم داستان خیلی مفصله که چه طور شد من محسن یگانه رو شناختم و عاشق صداش شدم و طرفدار ٢ آتیشه که یه روز داستانش رو واستون می ذارم اگه دوست داشتید بخونید. فقط تا همین قدر بگم که من محسن یگانه رو وقتی که اصلا معروف نبود دنبال آهنگاش بودم چون آهنگاش با روحیه من سازگار بود و خیلی دنبال آهنگاش گشتم و خلاصه دونه دونه پیداش کردم و الان به جرات می تونم بگم که کامل ترین فول آلبوم محسن یگانه رو دارم و یکی از آرزوهام این بود که یه روزی کنسرت محسن یگانه برم و از نزدیک ببینمش که این اتفاق هم افتاد. در ضمن هر آهنگی از محسن یگانه خواستید بگید تا واستون بذارم. آهنگ فوق العاده زیبا و عاشقانه و غمگین از مرتضی پاشایی بنام تو راست میگی ورود ممنوع: پیشنهاد می کنم حتما این آهنگ استثنایی و زیبا رو گوش بدین ضرر نمی کنین من که عاشق این آهنگم. آهنگ فوق العاده زیبا از یاسر محمودی بنام دارم حست می کنم ورود ممنوع: اگه گوش ندادید حتما دانلود کنید. هوای عاشقی جانا هوای دیگری دارد هر چه کردم نشوم از تو جدا، بدتر شد ورود ممنوع: تقدیم به 1 کسی!!!!
ورژن اصلی با صدای candan ercetin
گذشته ای راکه پشت سر گذاشتی را دیدی
Boşa soldurdun o nazlı gençliği
ان جوانی نازنین را بی دلیل از بین بردی
Bir avuç toprak için yor kendini
برای مشتی خاک خودت را خسته می کنی
Dünyada ölümden başkası yalan
در دنیا بجز مرگ همه چیز دروغ است
Yalan başkası yalan
دروغ همه چیز دروغ
Dünyada ölümden başkası yalan
در دنیا بجز مرگ همه چیز دروغ است
Zaman kendine benzetmez herkes
زمان هیچ کس را شبیه خودش نمی کند
Hesapsız açar baharlar pembeyi
بهار بی حساب شکوفه ها را می شکفد
Açmadığın dalda sözün geçer mi
ایا می توانی شاخه ای را که نشکفته شکوفا کنی
Dünyada ölümden başkası yalan
در دنیا بجز مرگ همه چیز دروغ است
Sitem etme haberi yok dağların
شکوه نکن که کوهها خبر ندارند
Gözlerini ellerinle bağladın
چشمانت را با دستهایت بسته ای
Faydası yok geç kalınmış fidanın
فاید ه ای ندارد نهالی که دیر کاشته شده با شد
Dünyada ölümden başkası yalan
در دنیا بجز مرگ همه چیز دروغ است

این همه توپ و این همه ولوله / یه مَرده که: «محبوب هر چی دله»
واستا با این بازیا آسون نمیر / این آخرین پنالتیارم بگیر
هرچی ستاره بود تمومو بردن / شیرجه بزن! تا بازیو نبردن
این همه مردم کُری با تو خوندن / چشما به دستات، توی سرما موندن
این همه روزنامه و تیتر اول / با هر کی غیر «آبی»... عشقِ کل کل...
بازیو پس بگیر از این هوچیا / چشماتو واکن به تماشاچیا
اگه بری بدجوری گل می خوریم / توی همین نیمه یهو می بُریم
دروازه خالیه یه همتی کن / بیا و باز قبول زحمتی کن
واستا با این بازیا آسون نمیر / این آخرین پنالتیارم بگیر























1- اگه تو مجلسی غذا نخوره می گن : یا رژیم داره یا غذاها باب طبعش نیست
2- اگه لباسش کوتاه و بی قواره باشه می گن : معلوم نیست از کدام بوتیک خریده
3- اگه پیاده راه بره می گن : کار عاقلانه ای میکنه پیاده روی برای سلامتی بدن لازمه
4- اگه تند تند غذا بخوره می گن : ببین چه کار واجبی داره که اینقدر عجله می کنه
5- اگه از اداره بیرونش کنن می گن : چون مداخلش و عایداتش زیاد بود حسودها برایش زدند
6- اگه از خونه بیرون نیاد می گن : احتیاجی نداره حالا استراحت می کنه
7- اگه بمیره می گن : حیف شد مرد
1- اگه تو مجلسی غذا نخوره می گن : بیچاره عادت نداره غذاهای خوب بخوره
2- اگه لباسش کوتاه و بی قواره باشه می گن : نیگاش کن ، لباس به تنش زار می زنه
3- اگه پیاده راه بره می گن : جون سگ داره این همه راه رو می خواد پیاده بره
4- اگه تند تند غذا بخوره می گن : انگار از قحطی برگشته
5- اگه از اداره بیرونش کنن می گن : دزدی کرده
6- اگه از خونه بیرون نیاد می گن : لش تن پرور حال کار هم نداره
7- اگه بمیره می گن : خدا بیامرزدش



















حال می پرسم:
یک اگر با یک برابر بود
یک اگر با یک برابر بود
معلم ناله آسا گفت:
"یک با یک برابر نیست"
ادامه مطلب
ادامه مطلب

ادامه مطلب






ادامه مطلب
«به نام خدای ............
بیانداخت شمشیر را شاه دین»
1) جهان آفرین
2) مهربان
3) کریم
4) رحیم
یعنی گزینه ها اینقدر تابلو که طرف اگر شعر رو تو عمرش نشنیده باشد، به راحتی و با توجه به وزن شعر، میتونه گزینه ی درست رو پیدا کنه.
۲- جای خالی را با گزینه ی مناسب پر کنید.
«بهرام که گور میگرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور ........... گرفت»
1) شهرام
2) مهرام
3) بهرام
4) آرام
یارو اسم تموم فک و فامیلشو گذاشته تو گزینه ها!!! البته تبرک و دلپذیر هم جز گزینه ها بودن که چون شباهت زیاد میشد و داوطلبا اشتباه می کردن نذاشتن دیگه...
۳- جای خالی را با گزینه ی مناسب پر کنید.
«که گوید برو ...... رستم ببند
نبندد مرا دست، چرخ بلند»
1) دست
2) پا
3) کمر
4) چشمهای
توجه کنید گزینه ٢ "پای" نذاشت که حداقل ٢ نفر گزینه ٢ رو بزنن.گزینه ۴ هم که واقعا شک برانگیزه، آدم دو دل میشه...
۴- جای خالی را با گزینه ی مناسب پر کنید.
« ............ پردهی پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند»
1) مردان خدا
2) مردم همه جا
3) مردم همیشه
4) مردان و زنان
باز این سوال نسبت به قبلی ها خوبه! گزینه ی 3 رو داشته باشید!
۵- جای خالی را با گزینه ی مناسب پر کنید.
«گل همی پنج روز و ....... باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد»
1) هفت
2) چهار
3) شش
4) هشت
واااااااااااااای خداااااا. بذار من سرم رو بزنم دیوار.یعنی بچه کلاس اول ابتدایی که تا ١٠ بلد باشه بشماره راحت این سوال رو جواب می ده. باز خوبه دوازده، سیزده از این عددا انتخاب نکرده!!!
«ارزش هر کس به درک و ......... وی از حقیقت هستی و جایگاه انسانی در کاردانی آفرینش دارد.»
1) فهم
2) پرهیز
3) دوری
4) جدایی
البته ما هنوز درک و پرهیز خوبی از سوالات کنکور نداریم وگرنه سوالات که اصلا اشکال نداره اصلا!!!! فقط بشکه ای از سوتیه
۷- جای خالی را با گزینه ی مناسب پر کنید.
«رویاهای صادقانه : هر کدام از ما هنگام ........... رویاهایی را مشاهده میکنیم. این رویاها انواع مختلف دارند.»
1) دویدن
2) ایستادن
3) خواب
4) نشستن
کی گفته این سوال مشکل داره؟ خوب هر کسی امکان داره در هر حالتی رویا ببینه. یکی در حال دویدن رویا می بینه یکی نشسته یهو رویا رد میشه چشم تو چشم میشن. اصلا خود من امروز سر ساختمون وایساده بودم یهو رویا دختر همسایه روبروییمون رد شد دیدمش.

ادامه مطلب


سکوت چشم های تو صدای دیگری دارد
چرا یک شب فقط یک شب نمی آیی به خواب من؟
خیالت شاید این شب ها سرای دیگری دارد
دل من زیر پای تو به جرم عاشقی له شد
ولی جرم من ای ظالم سزای دیگری دارد
تو گفتی دوستت دارم ببین از من مشو دلگیر
دروغ از تو شنیدن هم صفای دیگری دارد
خدایا گر چه کفر است این، ولی باور کن این شب ها
دلم کافر شده زیرا خدای دیگری دارد
از دل مـا نرود مهر و وفــا ، بدتر شد
مثـلا خواســتم این بــار موقـر باشــم
و به جای تو، بگویم که شما ، بدتر شد
آسـمان وقـت قـرار من و تــو ابری بود
تـازه با رفتـن تـو وضـع هـوا بد تر شــد
این متانت به دل سنگ تو تاثیر نکرد
بلکه برعکس ، فقط رابطـه ها بد تر شـد
چاره دارو و دوا نیست،که حال بد من
بی تو با خوردن دارو و دوا بد تر شد
روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت
آمدم پاک کنم عشـق تـو را بدتـر شد
| :قالبساز: :بهاربیست: |
